ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

105

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

به من گفته شد كه نويسندهء اين فرمان‌ها شخصى است كه ماهيانه چهارصد جنيه عثمانى دريافت مىكند ، البته اگر در خط و چگونگى نگارش و نظم و تزيينى كه در اين فرمان رعايت شده دقت كنيم ، ارزش قدردانى دارد ليكن پرداخت 4800 جنيه در سال ، مبلغ گزافى است و نيازى به اين همه هزينه هنگفت نمىباشد بلكه مىتوانند آن را در جاى مناسب‌ترى هزينه نموده و براى فرمان‌هاى ساليانه ، از اين فرمان كليشه‌اى تهيه كرده و همه ساله شبيه آن را ارسال داشته و در صورت تغيير نام امير مكّه ، نام امير تازه نوشته شود . زيرا عبارت نامه هيچ‌گاه تغيير نمىكند . اين دو نامه با زيباترين خط از خطوط عربى نوشته شده است . مضمون نامه عبارت است از دعا براى شريف ، و خليفه و سفارش كمك و يارى به حجاج و كوتاه كردن دست ظالمان و راهزنان از اعراب بدوى و ايجاد آرامش و امنيت براى تمامى حجاج ، پرداخت مستمرى افراد ، همچنين در آن به آيات قرآن و احاديث نبوى فراوانى استشهاد شده كه قلب و دل شنونده را نورانى مىكند و به مسلمانان پند و اندرز داده شده و نيز تأكيد بر كمك به يكديگر و برابرى و برادرى ، شده است . ليكن اين پندها گوش شنوايى ندارد ؛ زيرا هر شنونده‌اى پس از قرائت آن ، صداى گلوله‌هايى كه اعراب به سوى حجاج بيت اللّه الحرام شليك مىكنند ، مىشنود و عكس العملى كه گماشتگان جناب شريف از خود نشان مىدهند اين است « رهايشان سازيد ! » چه پندهاى زيبايى و چه قلب‌هاى مرده و بىروحى ! تبريك عيد در منا در روز عيد به علت آن كه همه مشغول رمى جمرات بودند و سپس براى انجام طواف به مكّه رفتند ، فرصتى پيش نيامد . در روز دوم ، مردم به ديدار يكديگر رفته و عيد بزرگ را به هم تبريك مىگفتند . پس از خوانده شدن فرمان سلطان و پايان جشن ، به همراه امير و خزانه‌دار از والى و اشراف و فرمانده ارتش سلطانى و رييس ماليه ( محاسبچى ) و امير كاروان شامى و خزانه‌دار آن ، ديدن كرده و بدانان تبريك گفتيم . در اين ديدارها شربت به ما تعارف شد . هنگام ديدار از امير الحاج شامى ، آنان با يازده گلوله توپ ، مقدم امير الحاج مصرى را گرامى داشتند . سپس به چادرهاى خود مراجعت كرديم